تبليغاتX
آوای من

آوای من

....روایتی از من

 

امروز بابا داشت میگفت که از تابستون امسال باید شروع به درس خوندن برای کنکور کنم !

من تازه سال دوم دبیرستانم !

اون هایی که تجربه دارن  بگن واقعا لازمه که انقدر زود شروع کنیم ؟

نوشته شده در جمعه دوم دی 1390ساعت 2:47 توسط کیمیا|

اولین روز ...... به خاطر داری؟
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و
به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی
چتر آورده بودی
و من غافلگیر شدم

سعی می کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری
چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد

و
و
و
و
چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم
.
.
.
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم
تنها برو
.

 

                                                         دکتر علی شریعتی

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 20:41 توسط کیمیا|

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

همان یک لحظه اول

که اول ظلم را می دیدم

جهان را با همه زیبایی و زشتی

بروی یکدگر ویرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

که در همسایه صدها گرسنه چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم

بر لب پیمانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

که می دیدم یکی عریان و لرزان دیگری پوشیده از صد جامه رنگین

زمین و آسمان را

واژگون مستانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

نه طاعت می پذیرفتم

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده

پاره پاره در کف زاهد نمایان

سبحه صد دانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان

هزاران لیلی نازآفرین را کو به کو

آواره و دیوانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سراپای وجود بی وفا معشوق را

پروانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

بعرش کبریائی با همه صبر خدایی

تا که می دیدم عزیز نابجائی ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد

گردش این چرخ را

وارونه بی صبرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم

که می دیدم مشوش عارف و عامی ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش

بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری

در این دنیای پر افسانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

چرا من جای او باشم

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد

وگرنه من جای او چو بودم

یکنفس کی عادلانه سازشی

با جاهل و فرزانه می کردم

عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد!

عجب صبری خدا دارد ؟ ! ....
عجب صبری خدا دارد ؟ ! ....

                                                                           معینی کرمانشاهی ...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 20:27 توسط کیمیا|

پریروز توی کلاس معلممون گفت چند تا عدد را با هم جمع بزنید !

همه دنبال ماشین حساب بودن که معلممون گفت :

چرا همه دنبال ماشین حساب میگردن ؟ از توانایی ذهنی تون استفاده کنید .

یک دفعه یکی از بچه ها بلند شد و گفت :

خانوم اگه ما می خواستیم از ذهنمون استفاده کنیم که نمی اومدیم انسانی !

ازاون روز تا حالا فکرم درگیر حرف همکلاسیمه .

واقعا نمی دونم چی بگم .

جای هیچ گله وشکایتی نیست .

وقتی خودمون خودمون را قبول نداریم  چه انتظاری از دیگران داریم ؟

 

نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1390ساعت 22:3 توسط کیمیا|

لبخندت را چند صباحی است ندیده ام !

خانه ات اباد

 یک بار دیگر بگو سیب ....

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 4:18 توسط کیمیا|

هرگز نخواب کوروش

دارا ، جهان ندارد

سارا زبان ندارد

رستم در این هیاهو

گرز گران ندارد ،

روز وداع خورشید

زاینده رود خشکید .

زیرا دل سپاهان

نقش چهان ندارد ،

بر نام پارس دریا

نامی دگر نهادند

گویی که ارش ما

تیر و کمان ندارد !

دریای مازنی ها

بر کام دیگران شد

دارا کجای کاری ؟

دزدان سرزمینت

بر بیستون نوشتند

این جا خدا ندارد !

هرگز نخواب کوروش

ای مهر آریایی

بی نام تو وطن نیز

نام و نشان ندارد .

سالروز مرگ کوروش هخامنشی بر ایرانیان تسلیت باد .

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 1:53 توسط کیمیا|

بدون مقدمه میگم :

مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارکه !!!!!!!!!!!!!!!11

ایرانیه دیگه !!!!!!!

قهرمان اسیاست !

انشا... قهرمان جهان هم میشه !

 برد با اختلاف  9 امتیازی توی والیبال !

پارسال نایب قهرمان شدیم و امسال قهرمان .

انشا.... که همیشه قهرمان بمونیم  !

خیلی خوشحالم !

اولین بار بود که بخاطر یک برد نزدیک بود گریه کنم !

نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 23:29 توسط کیمیا|


آخرين مطالب
» توصیه!
»
» عجب صبری خدا دارد...
» استفاده از توانایی ذهنی ...
» بگو ...
» هرگز نخواب کوروش !
» قهرمانی !
» مدرسه
» ارتمیس
» اشتقاق

Design By : Pichak